تاريخ: 2025/11/18 ساعت: ۱۲:۲۸ ق.ظ
مزار،
شهر نیلوفرهای خفته در باد،
شهر آرامشِ آبیِ گنبدی که
دلها را با یک نگاه
به آسمان پیوند میزند.
در کوچههای تو،
عطر گامهای زائر میپیچد،
و کبوتران،
صلح را با پرهای سپید
مینویسند روی دیوارهای خسته.
هر سپیدهدم،
صدای اذان با نسیم میآید،
و در دل هر دلتنگ،
آرزویی روشن میشود.
مزار،
تو نه فقط خاکی،
که قبلهٔ دلهایی
در تبعید و اشتیاق.
زخمهایت
بوی شجاعت میدهند،
و لبخند مردمَت،
هنوز روشنترین شعر زندگیست.
سید ظاهر موسوی
