اشعار سپید سیدظاهرموسوی

اشعارجدید سپید سیدظاهرموسوی

نويسنده :سیدظاهرموسوی
تاريخ: 2025/10/24 ساعت: ۹:۴ ق.ظ

دختر آب

در کوهستان

جایی که صدای مدرسه

با بادهای خسته گم می‌شود،

دختری

با پیراهنی سبز

و چشمانی پر از دلهره

آب را از دل سنگ

بر شانه می‌برد.

کودکی‌اش

در کوزه‌های سنگین جا مانده،

نه بازی،

نه شعر،

نه خوابِ نرم عروسک‌ها.

فقط راه است،

سراشیبی

و دستانی که پیش از بلوغ

پینه بسته‌اند.

باد،

روسری‌اش را نوازش می‌کند

و آفتاب

با حسرت

بر تن نحیف او

بوسه می‌زند.

او

بی‌آنکه بداند

قهرمان است.

قهرمانِ خاموشِ سرزمینی

که دخترانش

با چای و چکه‌های عرق

تاریخ را زنده نگه می‌دارند.

سید ظاهر موسوی