تاريخ: 2025/10/24 ساعت: ۹:۴ ق.ظ
دختر آب
در کوهستان
جایی که صدای مدرسه
با بادهای خسته گم میشود،
دختری
با پیراهنی سبز
و چشمانی پر از دلهره
آب را از دل سنگ
بر شانه میبرد.
کودکیاش
در کوزههای سنگین جا مانده،
نه بازی،
نه شعر،
نه خوابِ نرم عروسکها.
فقط راه است،
سراشیبی
و دستانی که پیش از بلوغ
پینه بستهاند.
باد،
روسریاش را نوازش میکند
و آفتاب
با حسرت
بر تن نحیف او
بوسه میزند.
او
بیآنکه بداند
قهرمان است.
قهرمانِ خاموشِ سرزمینی
که دخترانش
با چای و چکههای عرق
تاریخ را زنده نگه میدارند.
سید ظاهر موسوی
